تبليغاتX
:: devil may cry ::

devil may cry

شيطان هم ميگريد



به من پناه بده

توفانی در راه است در زندگی فعلیم

اگر سرپناهی نیابم نابود میگردم

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

 تنها یک شلیک

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

  تنها یک شلیک

ببین آتش زبانه میکشد در تمام خیابانها

مثل منقل زغال میسوزد گاو وحشی سردرگم شده

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

 تنها یک شلیک

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

 تنها یک شلیک

تجاوز و قتل

این تنها یک شلیک است

 تنها یک شلیک

سیلی از خون به مچ پایم رسیده

وچه آشیانه ها در آتش خاکستر شدن

در زندگی فعلیم به من سر پناهی بده

والا نابود میشوم

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

 تنها یک شلیک

دوستان . جنگ تنها یک شلیک است

  تنها یک شلیک

باتو از عشق میگویم .همسرم عشق تنها یک بوسه است

تنها یک بوسه

یک بوسه

تنها یک بوسه

یک بوسه.یک بوسه

 

+نوشته شده درشنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:2 توسط dante |

in the Dark

Dark... thou embrace my bleeding heart

My dreams... uniting our tearful eyes...

enchanting

At night... I kiss the serpent in thy tears

For years... thy sorrow I've mourned

تاريکي ... قلب خون آلود مرا در آغوش مي گيري

روياهايم .... چشمان اشکبارمان را متحد مي کند

فريبنده

در شب .... ابليس را در اشکهايم مي بوسم

براي سالها ... غم هاي تو سوگواري من است

Harken my moonchilds cry

yearning for another night

Mourning my once beloved

mezmorized and ravendark

گوش کن به صداي گريه فرزندان ماه من

که آرزوي شبي ديگر را دارند

ماتم مورد علاقه من

هيپنوتيزم و تاريکي

My pale enchantress of the night

at last my candle's burning down

The wintermoon is shining bleak

for thee my enchantress

جادوگر زنداني شب

از آخرين شمع سوزانم

ماه پاييزي سياه غم انگيز مي درخشد

جادوگر من براي تو

Enchanting all my dreams

a beauty and her flood of tears

Nightfall embrace my heart

mezmerized and ravendark

روياهايم را فريب بده

زيبا و سيل اشکهايش

سقوط شب قلب مرا در آغوش مي گيرد

هيپنوتيزم و تاريکي

My pale enchantress of the night

I desire thee

جادوگر زنداني شبهاي من

من تو را آرزو مي کنم

Fearful I walk with thee... through dusk

Through winds of loss... Her beauty and her

با ترس با تو قدم مي زنم ... به سوي خاک

به سوي بادهاي گمراهي ... او زيباست

flood embrace my bleeding heart

Tearful I fall with thee... at last

Lead me there... to where thy shadows cast

طوفان در آغوش مي گيرد قلب خونين مرا

با اشک سقوط مي کنم با تو ... در آخر

مرا راهنمايي کن ... به جايي که سايه هايت پخش مي شوند

They dance in velvet darkness lost

آنها مي رقصند در مخمل از دست رفته تاريکي

Rise... bleak winterfullmoon

Rise...

برخيز اي ماه غمگين

برخيز ...

In life... I kissed the serpent in thy tears

For years... thy sorrow I mourned...

در زندگي … مي بوسم ابليس را در اشکهايم

براي سالها .... غم هايت عزاي من است

                                                                       

+نوشته شده درپنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 19:22 توسط dante |

گاهی حس میکنم

گاهی حس میکنم روانیی هستم به دنبال عشق

کسی که شاخه گلهای زیادی رو حروم کرده وبه هیچ جا نرسیده

گاهی حس میکنم قاتلی هستم در کمین

در عمق جاده ها

گاهی حس میکنم دزدم . گاهی هم فقط کثافتم

این زندگی سگی ذهنمو مغشوش کرده

درجهانم آشوبی شده و من خاموشم

گاهی حس میکنم یه فاحشه طرد شدم

کسی که همه تو صورتش تف میکنن

گاهی هم سربازی از جان گذشته

که به دست دشمن تیرباران شده

نه این دنیا زیاد هم قشنگ نیست

نه من نمیخوامش

گاهی حس میکنم  مردی هستم

که باید زیر چرخهای روزگار استخوانهاش خوردبشه

گاهی حس میکنم  کودکی سردرگریبان و غمگینم

یتیم و بی سرپرست

آه

قسم میخورم که دیگه چیزی از خدا نخوام

اگه قراره زندگی کنم میخوام تو بی حسی زندگی کنم

نه در خیال.  نه در بیچارگی  .نه در توهم      

و دیگه اینکه دیگه آرزوی جز مرگ ندارم   

+نوشته شده درچهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 15:24 توسط dante |

LYRICS BY : galder 

Behold the hand that embrace this world

Sovereign of the unborn life

Destroyer of all

دستاني که دنيا را در آغوش گرفته اند را مي بينم

پادشاهي که هنوز زاييده نشده

همه چيز را نابود ميکند

Creator of tears and sorrow

And all beyond the twilight

Servants with human figures

Demons that harmed this world

خالق اشکها و غم ها

وتمام ماوراي تاريکي

خدمتکاري است به شکل انسان

شياطين به دنيا صدمه خواهند زد

Centuries of human creations

Shall be buried in dust

قرون آفرينش انسان

بايد در خاک مدفون شود

In a time where no man struggles

And where the angels smile

The force of evil rises

From beneath the grave of god

در اين زمان هيچ کس تقلا نمي کند

و جايي که فرشتگان مي خندند

قدرت شيطان بر ميخيزد

از زير قبر خدا

Now in the dark age

Where the angels are dead

A voice in the silence whispers

A new king has conquered this world

اکنون در قرون وسطي

جايي که فرشتگان مرده اند

صدايي در سکوت مي پيچد

سلطان جديد دنيا را فتح مي کند

Centuries of human creations

Shall be buried in dust

قرون آفرينش انسان

بايد در خاک مدفون شود

Behold the hand that embraces this world

Sovereign of the unborn life

Destroyer of all

دستاني که دنيا را در آغوش گرفته اند را مي بينم

پادشاهي که هنوز زاييده نشده

همه چيز را نابود ميکند

 

+نوشته شده درچهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:15 توسط dante |

 دیوانه میشم

خسته ام کردی و آزارم میدی

تو ازم سوءاستفاده کردی 

 این نباید برده داری باشه  

یه بوسه زهر آگین .این چیزیه که بدست آوردم

بدون تو یه تکه گوشت بی جانم

یک سگ مردنی که در خیابانها جان میدهد

در پائین شهر لعنت شده خدا

جایی که همه دله دزدها جمع اند

دیوانه میشم وقتی به تو فکر میکنم

دیوانه میشم وقتی که مزه تو رو میچشم

دیوانه و وحشی میشم

روانی میشم . یه این نفر رنج رو پایان دهد 

مرا ترک کرده ای لعنتی 

افتاده در بسترم وچیزی حس نمیکنم

از دست نامرد روزگار

رگهای توی دستم همه سوراخ سوراخ شدن .

مثل یه سگ حار میشم

وحشی میشم دیوانه میشم

روانی میشم . یه این نفر رنج رو پایان دهد 

دکترها میگن خوب میشم

اگه فقط دوری کنم

از زنهای هرزه و کثیف

از هرزه های خیابانگرد و عجوزه های علاف شب

از دخترهایی که کار میکنند و روشن فکرند

از دخترهای خودفروش و رقاصه های خوشگل

وخدمتکارهایی با دماغ عقابی

از دخترهای فروشنده ای که ژست میگیرن

زنهای رنگ و وارنگ سیاستمدار

 و آدمهای فاسد و تند و تیز

   دیوانه میشم وقتی که به تو فکر میکنم

انگار کم کم با این وضع خو میگیرم

دیوانه میشم وقتی که با من بد رفتاری میکنی

مثل یه سگ حار میشم

وحشی میشم دیوانه میشم

دیوانه تو میشم

دیوانه تو میشم

+نوشته شده درسه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 15:1 توسط dante |

اشک آلود

بعد از ظهر است

نشسته ام بازی بچه ها را نگاه میکنم

چهره های خندانی را میبینم

اما هرگز لبخندی بر لب نخواهم آورد

مینشینم و تماشا میکنم

ثروت هم نمیتواند هر چیزی را بخرد

 میخواهم آواز بچه ها را بشنوم

درغروبی غم آلود

هرآنچه که میشنوم

صدای ریزش باران بر زمین است

و مینشینم و تماشا میکنم

واشک میریزم

بعد از ظهر است

نشسته ام بازی بچه ها را نگاه میکنم

همان بازی هایی که خودم قبلا میکردم

و آنها گمان میکنند جدید است

و مینشینم و نگاه میکنم 

 واشک میریزم

 

+نوشته شده درجمعه هشتم آبان 1388ساعت 18:30 توسط dante |

هی تو .عوضم کردی

قصاب بودم گوشت تکه میکردم

دستهایم همیشه خونی بود.داشتم از پا در می آمدم

جراح بودم پیش از آنکه رعشه بگیرم

داشتم از هستی ساقط می شدم .تا اینکه مرا گرفتی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

چاه کنی بودم . ته چاه

سربازی بودم . در خدمت دیگران

احساس بدی داشتم . انگار که سرچشمه ام را گم کرده بودم

چاقو کشی بودم  با بدنی پر از زخم

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی . هیچ چیز جلودار من نبود

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

خود فروشی بودم که که از ریخت افتاده بود 

تاجری بودم غرق شده در قرض

تشنه ای هلاک در رسیدن به آب

برنده ای که هیچوقت نبرد

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی . هیچ چیز جلودار من نبود

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

هی تو .عوضم کردی

 

+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:17 توسط dante |

غرق در تجملات

هیچگاه غم را حس کرده ای

غمی را که در تمام وجودت حس میشود

خنجری را حس کرده ای

که با آرامی پیکری را می درد

هیچگاه شب را لمس کرده ای

آیا ارزش اشک ریختن  را درک کرده ای

شده که ترست را پنهان نکنی

و بهشت موعودت را کنار بگذاری

به راستی که غرق در تجملات شده ای

و از باد پیروری میکنی

غرق در تجملات

آیا شبها خواب میبینی

آیا خوابت می برد

من که شک دارم

آیا باد انفجاری را حس کرده ای

وقتی که بمباران می شود

جیغها را شنیده ای

هنگام تکه تکه شدن دستها  و پاها    

آیا کودک یتیمی را که شاهد تیرباران پدرش بوده بوسیده ای ؟

آیا قطره ای اشک ریخته ای

زمانی که جنگ وحشیانه سر میگیرد

اندوه  را لمس کرده ای

یا اینکه این هم عادتت شده

آیا دربرابر خدا زانو میزنی

آیا شده حس کنی لحظات آخر فرا رسیده 

که . همه آرزوهایت بر باد رفته اند

من که شک دارم

به راستی که غرق در تجملات شده ای

و دنیا چشمانت را کور کرده

آیا ارزش اشک ریختن  را درک کرده ای

شده که ترست را پنهان نکنی

و بهشت موعودت را کنار بگذاری

به راستی که غرق در تجملات شده ای

و از باد پیروری میکنی

 

+نوشته شده درسه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:33 توسط dante |

روزگاری خوش . روزگاری تلخ

روزگاری . خوشی بود

روزگاری . ناخوشی

من هم از این روزگار سهمی داشته ام

اما میلم را به دنیا از دست داده ام

نازنینم. وقتی که تو را از دست دادم

بخاطر آور روزگاری خوشی را که با یک دیگر داشته ایم

نمی خواهی باری دیگر برگردی

روزگار  برمن سخت گرفته است

این گناه است نازنینم

اگر اعتمادی در این دنیا نبود

دنیا پیش نمیرفت

به ندای قلبم اعتماد کن

والا خونت ریخته خواهد شد

روزگاری . خوشی بود

روزگاری . ناخوشی

من هم از این روزگار سهمی داشته ام

اما میلم را به دنیا از دست داده ام

نازنینم. از وقتی که تو را از دست دادم  

غم  را در آغوش گرفته ام

و ماتم زده و بی کس مانده ام

نازنینم

 

+نوشته شده درسه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 1:46 توسط dante |

 

به نام خدای تاریکی

god eat god

خدا. خدا رو مي خورد

خداي عزيز ميخواي زانوهاتو نابود كني و خودتو داشته باشي ؟

(ميخواي زانو بزني و خودت رو تو دستات بگيري و دعا كني؟)

 خداي عزيز تو ميخواي از يه درخت بالا بري و مثل حرف tبايستي

(مثل يه صليب)

خداي عزيز روزنامه ها ميگن تو قبلا يه پادشاه بودي تو يه ليموزين سياه

(خداي دروغي تو فكر كردي با پول و قدرت ميتوني خدا باشي )

يحيي عزيز و تمام پادشاههاي مردم....ميتونيد همتون يه جا جمع بشيد و با هم همكاري كنيد

اي تمام افرادي كه خوتونو خوب ميدونيد .ميتونيد با هم همكاري كنيد ...ولي شما نميتونيد همديگر رو تحمل كنيد

قبل از شليك گلوله ها

فبل از فرار واينكه نمايش به آخر برسه

قبل از اينكه افرادي كه اونا رو با ايمان ميدونن چشمامو از كاسه در بيارن

عروسكهاي هميشه خندان تورو من درست كردم

اما شما پلاستيكي هستين پس مغرتون هم پلاستيكيه

خداي عزيز آسمون تو مثل زخم شليك اسلحه آبيه

خداي عزيز "اگه تو زنده هم بودي....ميدوني كه ما ميكشتيمت

(خدايا اگه تو زنده هم بودي ما ميكشتيمت...يعني ولياگه وجود هم داشتي ما نميتونستيم تحملت كنيم...ما تو رو ميكشتيم براي اينكه احساس ميكنيم بهت نيازي نداريم 

 

 

+نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 13:3 توسط dante |

رزهای آبی

شاخه نیلوفرم شکسته

من با اشکهایم زمین رو میشورم

وبا آوازم رقاصه ها رو می گریانم

روزگاری سرد درپشت نگاهم به سر آمده 

روزگاری کشیدم که سگ نداشت

آه .افسوس

فصل پژمردگی و افسردگی آمده

من عشق مقدسم را میبوسم

و او را در این کوره راه تنها میگذارم

جستجو میکنم

بهشت افسانه ای را

و در اعماق تاریک قلبم  میابم نور رحمت پروردگارم را

آه پروردگارا

این شاخه رز آبی رو از من نگیر

آه پروردگارا

نفسهایم را با مرگ بیامیز

اما شاخه گلم رو پرپر نکن

باشد که روزگاری لطفت شامل حالم شود

آه

به نام نور .به نام زیبایی

من درهای بهشت رو میگشایم

وخود را غرق در خیالات احمقانه ام میکنم

آنگاه که موجی از غم مرا به زیر کشد

کاخ آرزوهای کودکانه ام ویران خواهد شد

ومن به سان روانی ها خودزنی میکنم

در دیوانه خانه ای خارج از شهر

 

 

+نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:56 توسط dante |

لبخندی سرشار از غم

هم اکنون رخت میبندم از این دنیایی لعنتی

و کوچ میکنم به سوی جهنمی با شعله های فروزان

نامه های عاشقانه ام را همراهم دفن کنید  

دیگر نیازی به معشوقه نخواهم داشت

و هرگز بتی دروغی از عشق نخواهم ساخت

سینه ام آتش گرفته

در غروبی سراسر از اندوه

ودر آنجا که پلکهای مترسکها بهم دوخته شده

با همه وداع خواهم کرد

آه

غم با جواهر شکست و حسرت تزئین شده

درشگفتم از این زندگی غم آلود

در شگفتم از این جهان ماتم گرفته

و همچنان به دنبال خدایی هستم که هرگز دیده نمیشه

لبخندی سرشار از غم

این تمام زندگی منه

ساده و ساده و ساده

درگوری سیاه و تنگ و تاریک   

+نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:40 توسط dante |

رسوای جهنم

وقتی مردم مثل احمقها بهم میخندن

من خون گریه میکنم

وقتی که اون احمقها مثل کرم توهم می لولن

دلم میخواد زیر پام لهشون کنم

آه

خدایا گوشت تنمو به غلاب بکش و منو تیکه تیکه کن

اما هرگز منو میون این دیوها تنها نگذار

اسیری چیزیه که سالهاست مزه کردم

در دنیایی سرد و تاریک

سایه شوم سکوت جهانمو در آغوش گرفته

استخوانی در گلویم گیر کرده

ومن توان فریاد زدنو رو ندارم

پروردگارا درهای آزادی قفل و زنجیر شده

من دارم تن زخمی و نیمه جونمو سینه خیز رو زمین میکشم

تا تو ببینی که روح ناامیدی داره زجرکشم میکنه

خدایا گوشت تنمو به غلاب بکش و منو تیکه تیکه کن

اما هرگز منو میون این دیوها تنها نگذار

اسیری چیزیه که سالهاست مزه کردم

در دنیایی سرد و تاریک

آه .میتونی سوزنهارو از تنم دربیاری

میتونی درآغوشم بگیری و خلاصم کنی

و میتونی عشقتو نثارم کنی

آه

اما نه ...

تو هم دررو بروم میبندی و میزاری درتاریکی بمونم و بپوسم 

چرا که من رسوای جهنمم وتا ابد در غم تنهایی خواهم سوخت  

 

+نوشته شده درجمعه هفدهم مهر 1388ساعت 13:49 توسط dante |

الهه ناپاکی

خورشید معرفت ترور شده

نور ایمان از بین رفته

شیطان لباس خدارو پوشیده

و مثل فاحشه ها (ستاره هرزگی)در آسمان کثیفی میدرخشه

آه

ماه غم آسمان سیاه و کبود رو تسخیر کرده

خونی که به نیت آزادی ریخته شده

سیلی از خون رو به راه انداخت و مردم رو اسیر کرده

نا امید و سردرگریبان ....

آه

من تندیس رو سیاهی ام رو به کسی نخواهم داد  

همانند آنها

وآنها پیرو الهه ناپاکی هستن

درجهانی اعماق سیاه چال

تاریک و سوت و کور

 

+نوشته شده درجمعه هفدهم مهر 1388ساعت 13:24 توسط dante |

اشکهای خشکیده بر گونه پیرزن جادوگر  قلبمو می خراشه

روزگار ناامیدی سپری شد حال روزگاری فراافسرده رو درپیش رو داریم

ریزش عواطف و خشکی احساسات

روزگاری ما درمراسم تدفین  عشق حظور خواهیم داشت

.....وخوشه های غم و اندوه چیده شد در غروبی دلگیر و اشک آلود

و روزگار مردان زیادی رو از بین برد بدون ترحم

چهره کثیف و فاسد زندگی از پشت نقاب دیده نمیشه

طعم تلخ گناه به شیرینی شهوته

ناامیدی سینه امیدواری رو شکافته و قلبشو تکه تکه کرده

در آسمان گورمان هیچ خورشیدی نداریم

تف به گذشتگان که میراثی جز درد به جا نگذاشته اند

آه

باد صورتم روچنگ میزنه

اشک و افسوس

راهی جز سوزاندن آن ایام کهن نیست

باد زوزه کنان به صورتم چنگ میزنه و اشکهامو با خودش میبره

.....ومن هیچ وقت گذشته رو زنده نمیکنم

مشتم رو باز میکنم تا هرچی توشه رو باد ببره

 

 

+نوشته شده دریکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 19:42 توسط dante |

 

Artist: Samael

Album: Solar Soul

Year: 2007

Title:Ave


Paramount to every new start,
past is the fuel we'll burn to go on
fire in the head and peace in the heart
cores of our souls are ready to take on

Ave! Gloria! With you all around the world
Ave! Fortuna! The gold is calling for gold

On...yeah! On an ever rising goal...
reinforcing our plan multiplying the links
self-improvement, sempiternal growth
money's magnet diamonds and platinum
paving our roads and cementing the chinks

Tantamount to the art of climbing,
life is a trek that takes us higher
Panoramic view of understanding
Coalescence of spirit and matter

Ave! Gloria! With you all around the world
Ave! Fortuna! The gold is calling for gold

Isn't more a bit less on a different scale
add a step to the top and the top you've known
will come the bottom of a brand new stair
now marching on...yeah!

On...yeah! on an ever rising goal...
reinforcing our plan multiplying the links
self-improvement, sempiternal growth
money's magnet diamonds and platinum
paving our roads and cementing the chinks

 

بدرود!

گذشته, فائق بر هر شروع تازه

نیرویی است که می سوزانیم تا شعله به سر

و آرامش به دل راه خویش ادامه دهیم

که این دو هسته روح ما آماده اند تا به جان بپذیرند

 

بدرود! حمد و سپاس! با تو تمام جهان را

بدرود! ای الهه بخت! زر زر را می آورد

 

در حالی که سوی... آری سوی هدفی رو به تعالی

طرح خویش را برای افزودن پیوندها

تزکیه نفس, رشد جاودانگی

الماسها و طلای سفید جاذبه های ثروت, قوت می بخشیم

و راههایمان را هموار و فاصله هایمان را پر میکنیم

 

به سان هنر کوهنوردی

زندگانی کوچی است که ما را به

آسمان پهندشت اندیشه و درک می برد

آن جا که روح و جسم به هم در می آمیزند

 

بدرود! حمد و سپاس! با تو تمام جهان را

بدرود! ای الهه بخت! زر زر را می آورد

 

در هر قیاسی کم و بیش اش نیست

گامی بر اوج بیفزا و آنگاه اوجی که می شناسید

در حضیض پلکان تازهای قرار خواهد گرفت

 

در حالی که سوی... آری سوی هدفی رو به تعالی

طرح خویش را برای افزودن پیوندها

تزکیه نفس, رشد جاودانگی

الماسها و طلای سفید جاذبه های ثروت, قوت می بخشیم

و راههایمان را هموار و فاصله هایمان را پر میکنیم

 

+نوشته شده درسه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:44 توسط dante |

خودکشی

وقتی آرزوهامو روی تیکه های کاغذ مینویسم

و بعد اونا رو با سوزن بهم میدوزم

یه دنیا رو خلق میکنم

دنیایی که همه توش مردن

جایی که همه قهرمانان به صلیب کشیده شدن

افراد نیک روزگار جوون مرگ شدن و آرزو به دل موندن

من خودکشی رو به عبادت خدا ترجیح میدم

خدایی که ساخته شده  نه اونی که واحده

وقتی چشمامو میبندم سوزنهای زیادی رو تو تنم حس میکنم

آرزومه در گورستانی متروکه منو دفن کنن

و زندگیم یه راز بمونه   

در پشت پرده ...

مه کل دنیارو گرفته

هیچکس آخرین گریه ابرو به یاد نداره

+نوشته شده درسه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:48 توسط dante |

Marilyn Manson - I Don't Like The Drugs -But The Drugs Like Me

Norm life baby "we're white and oh so hetero and our sex is missionary."
Norm life baby "we're quitters and we're sober our confessions will be televised."
You and I are underdosed and we're ready to fall
Raised to be stupid, taught to be nothing at all
I don't like the drugs but the drugs like me
I don't like the drugs, the drugs, the drugs
Norm life baby "our god is white and unforgiving we're piss tested and we're praying."
Norm life baby "I'm just a sample of a soul made to look just like a human being."
Norm life baby "we're rehabbed and we're ready for our 15 minutes of shame."
Norm life baby "we're talkshown and we're poiting just like christians at a suicide."
You and I are underdosed and we're ready to fall
Raised to be stupid, taught to be nothing at all
I don't like the drugs but the drugs like me
I don't like the drugs, the drugs, the drugs

-من مواد مخدر را دوست ندارم- اما انها من را دوست دارند

زندگی ای متعادل
ما سفید و گمراه هستیم و سـ.کـ.س ما تبلیغ مذهبی هست
زندگی ای متعادل
ما انسانهایی ترسو و میانه رو هستیم و اعترافات ما در تلویزیون نشان داده می شود
من و تو غیر طبیعی هستیم و اماده نابود شدنیم
بزرگ شدیم تا تبدیل به احمقی بشویم، اموختیم که هیچکسی نباشیم
من مواد مخدر را دوست ندارم اما انها من را دوست دارند
زندگی ای متعادل
ای ما سفید و بسیار بخشنده است و ازمایش ادرار دایدم و در حال دعا کردنیم
زندگی ای متعادل
من تنها نمونه ای از روحی هستم که تنها به دلیل انسان شکل بودن افریده شده
زندگی ای متعادل
ما دوباره ترمیم شده و به حالت اول برگشته ایم و منتظر 15 دقیقه شرم اور ننگین خود هستیم
زندگی ای متعادل
ما سخنرانی کرده ایم و ما بسیار ناگوار وززنده هستیم درست مثل مسیحی در حال خودکشی
من و تو غیر طبیعی هستیم و اماده نابود شدنیم
بزرگ شدیم تا تبدیل به احمقی بشویم، اموختیم که هیچکسی نباشیم
من مواد مخدر را دوست ندارم اما انها من را دوست دارند
من مواد مخدر را دوست ندارم اما انها من را دوست دارند

+نوشته شده درسه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:43 توسط dante |

وقتی آدم غریبه باشد.مردم غریب اند

وقتی آدم تنهاست چهره ها زشت اند

وقتی به آدم نیازی نباشد .زن ها پلید می نمایند

آدم که غمگین است .خیابانها ناهموارند

وقتی که آدم غریبه است و بس

چهره ها از زیر باران پدیدار می شوند

وقتی که غریبه ای بیش نیستی

هیچکس نام تو را به یاد نمی آورد

وقتی که غریبه ای بیش نیستی

وقتی که غریبه ای بیش نیستی

وقتی آدم غریبه باشد.مردم غریب اند

وقتی آدم تنهاست چهره ها زشت اند

وقتی به آدم نیازی نباشد .زن ها پلید می نمایند

آدم که غمگین است .خیابانها ناهموارند

وقتی که آدم غریبه است و بس

چهره ها از زیر باران پدیدار می شوند

وقتی که غریبه ای بیش نیستی

هیچکس نام تو را به یاد نمی آورد

وقتی که غریبه ای بیش نیستی

دیگر ارزشی نداری

+نوشته شده دردوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:35 توسط dante |

زجر کش

چشم راستم کور شده اما هنوز مرگ رو میبینم

که مثل دختر بچه ای ناز و زیبا

پشت درختی مخفی شده و منو نگاه میکنه

 در کودکی آرزو داشتم عروسکی داشتم

آنوقت سوزنهایم را در تنش فرو میکردم

چشمهایش را در می آوردم

و در آخر هم دست و پا بسته اونو آتیش میزدم

هرگز غرورمو فدای کسی نکردم

هرگز چیزی رو که وجود نداره گدایی نکردم (عشق)

شب و روز درحال جان دادنم

بیشتر از اونی که فکر میکنی متنفرم از زندگی

ای کاش دنیا با وفا بود

اگر از زندگی راضی بودم

هیچگاه آن روز نخست نمی گریستم

و از ترس خودمو به خواب نمیزدم

وقتی که چشمامو میبندم بدترین عذاب نسیبم میشه

آه

پلیدی و تاریکی روحمو سیاه کرده

ناامیدی بر قلبم چیره شده

و ظلمت درونم ریشه کرده

ای کاش دنیا با وفا بود

+نوشته شده درشنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط dante |

روزگاری فرا افسرده در پشت چشمان خیس مادر

و نگاه مظلومانه کودک 

هرقطره اشکی از چشمانش ریخته میشه 

دنیارو غرق در ماتم میکنه 

هیچکس نمیتونه درد دیگری رو بفهمه 

زندگی زخمیه که هرگز التیام پیدا نمیکنه 

مرگ مثل یه اسلحست  که پیشونیت رو نشونه گرفته 

دنیا و مخلوقات توش پشیزی نمی ازره 

دختران فاحشه با دست بهشت رو نشونمون دادن 

وما احمقانه بهشون خندیدیم و تو صورتشون تف کریم 

هیچ علف هرزی به آدم پروبال نمیده 

هیچ علف خشکی توان نجات انسان غرق در کثافتو نداره   

چیزهای زیادی درحال جان دادنن

اما بازم کسی به دادکسی نمیرسه

آسمان نامردی تک تک ستاره های خودشو کشته

ما مرده و زندمون دیگه فرقی نداره

چون  اونا میخوان ما رو زجرکش کنن

اما من ...

قبل از اینکه اونا گلوم رو ببرن و تیکه تیکه ام کنن

بهشون لبخند میزنم

+نوشته شده درشنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:15 توسط dante |

روح یاغی

مرگ مثل لبه چاقو تیزه

من میخوام گلوی زندگی رو ببرم

وخونشو رو زمین بریزم

و آهی از ته دلم بکشم

نمیخوام نوری به درون قبرم بتابه

و به  تنهایی هام تجاوز بشه

دلم میخواد تمام اون خوبها برن جهنم

و شرشون از سرم کم بشه

شرارت

چشمان خون گرفته ام

چیزی جز انتقام نمیبینه

تنفر چیزیه که خرج شده

و کشتن به روح یاغی کمی آرامش میده

دلم میخواد بهشون تجاوز کنم

دلم میخواد سرشون رو  ببرم  

دلم میخواد مثل یه دسته علف هرز تیکه تیکه شون کنم

دلم میخواد تمام اون خوبها برن جهنم

دلم میخواد  آهی از ته دلم بکشم و افسوس بخورم

مرگ مثل لبه چاقو تیزه

من میخوام گلوی زندگی رو ببرم

وخونشو رو زمین بریزم

و آهی از ته دلم بکشم

 

+نوشته شده دریکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 16:21 توسط dante |

بغضی که هرگز نمی ترکد

استخوانی در گلویم گیرکرده

توان فریاد زدن رو ندارم.....

چشمام چیزهایی دیدن که همشون تو رو به وحشت می اندازه

و تو از ترس خودتو خراب میکنی

خدا از توی جهنم داره صحبت میکنه

این حرف یعنی بهشت یه دروغه

و ما مترسکهایی هستیم که در آتش خشم خدایان می سوزیم

این حرف رو داغ کن و به بدنت بچسبون

ایمان راستین هرگز با دروغ و ریا تزئین نمیشه

و ما هیچ وقت طعم بهشت رو نمیتونیم بچشیم

چون رستگاری دور از دسترسه

غم

بغضی که هرگز نمی ترکد

نه من هرگز شاد نخواهم بود

خونی که ریخته شد هرگز به رگ بازنخواهد گشت

ومن هرگز تقاضای زندگی دوباره نخواهم کرد

هرگز هرگز هرگز

+نوشته شده درجمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:42 توسط dante |

Marilyn Manson - Rock Is Dead

All simple monkeys with alien babies
Amphetamines for boys
Crucifixes for ladies
Sampled and soulless
Worldwide and real webbed
You sell all the living
For more safer dead

Anything to belong

[Chorus:]
Rock is deader than dead
Shock is all in your head
Your sex and your dope is all that were fed
So fuck all your protests and put them to bed

God is in the T.V.

1,000 mothers are praying for it
We're so full of hope
And so full of shit
Build a new god to medicate and to ape
Sell us ersatz dressed up and real fake

Anything to belong

Rock is deader than dead

[Chorus repeat]

God is in the T.V.


"راک مرده است"

میمون های ساده با کودکان بیگانه

و قرص مسکنی برای پسر ها

و به صلیب کشیدن برای خانم ها

ساده و بی روح

جهانی پهناور و واقعا با لایه های بسیار

تو تمام زندگیت را می فروشی برای

مرگی راحت و بدون درد

هیچ چیزی به تو تعلق ندارد

راک قبل از اینکه بمیرد مرده بود

و نگارانی در درون سرت است

سـ.کـ.س و مواد مخدر تو تمام چیزی است که تو احتیاج داری

پس همه ی معترضان خودت را نابود کن و انها را به روی تخت بکشان

خدا در تلویزیون است

هزاران مادر در حال دعا برای او هستند

و ما سرشار از امید هستیم

و همچنین ما سرشار از کثافت هستیم

خدای جدیدی برای داروها و میمون ها بساز

ما حقیقت را با لباسی بپوشان و ان را واقعا تقلبی به ما بفروش

هیچ چیزی به تو تعلق ندارد

راک قبل از اینکه بمیرد مرده بود

خدا در تلویزیون است

+نوشته شده درچهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:25 توسط dante |

Go!
Stapled shut, inside and ouside would and I'm
Sealed in tight, but right at home
Claustrophobic, closing in and I'm
Catostrophic, not again
I'm smeared across the page, and doused in gasoline
I wear you like a stain, yet I'm the one who's obscene
Catch me upon all your sordid little insurrections,
I've got no time to lose, and I'm just caught up in all the cattle
Fray the stings
Throw the sheathes
Hold your breath
And listen!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
I'm ripped across the ditch, and settled in the dirt and I'm
Wiggled like a stitch, yet I'm the one who's hurt
Pay attention to your twisted little indiscrestions
I've got no right to way, I'm just caught up all the battles
Locked in flesh
Pushed in place
Hold your breath
And listen!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
My end
It justifies my means
All I have to do is delay
I'm given time to evade
The end of the road is my end
It justifies my means
All I have to do is delay
I'm haven't time to evade
THE END OF THE ROAD!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
I am a world before I am a man
I was a creature before I could stand
I will remember before I forget
BEFORE I FORGET THAT!
Yeah, yeah, yeah, yeah
Yeah, yeah, yeah, OH

این آهنگ هم از گروه اسلیپناته

 

+نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 15:35 توسط dante |

ملکه غرق در خون

چشمها به رسوایی خیره شدن

شاه مظلومانه به زیر کشیده شد

رویاها نابود شدن

مردم دوباره وحشی شدن

حاری مسری  

وخیانتی ابدی

شیطان شاهد گناهان ماست

و اینکه مهر بد نامی بر پیشانی اون خورده

در انتهای این جاده فنا شده ملکه غرق در خون گشته

تاج آزادی زیر پا له شده

در زیر سایه شمشیرها مردان دلیر مثله شدن

رویایی بهشت یه افسانست

ما لیاقت اونجا رو هم نداریم

قعر جهنم جای ماست

ما خوب رو کشتیم

چون فکر میکردیم ازاون بهترم هست

وحالا زجه میزنیم و افسوس میخوریم

شاه مظلومانه به زیر کشیده شد

در انتهای این جاده فنا شده ملکه غرق در خون گشته

+نوشته شده دریکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:27 توسط dante |

مادر

اشکهای کهنه کودکان

من بر موی سفیدم می مالمشان

و بعد این زنجیر سفید را در هوا پرت میکنم

و آرزو میکنم برای خودم که( ای کاش)مادری داشتم

نه خورشیدی که برمن بتابد

نه سینه ای که شیر گریه کند   

توی حلقم یه لوله گیر کرده

روی شکمم ناف ندارم

مادر.مادر.مادر.مادر

من اجازه ندارم لب تر کنم

(لب به نوشیدنی زدن)

وهیچ چروکی که قایمش کنم

هیچکس به من نامی نداد

درست شده در نفرت و بدون اصل و نصب

به مادری که منو هیچوقت به دنیا نیاورد

امشب قسم خوردم که

بهش یه مریضی هدیه کنم

وبعد در رودخانه غرقش کنم

مادر.مادر.مادر

تو ریه هاش یه مار ماهی زندگی میکنه

روی پیشونی من یه خال

بکنش(جداش کن) با یه بوسه چاقو

حتی باید بر اثرش بمیرم

مادر.مادر.مادر

تو ریه هاش یه مار ماهی زندگی میکنه

روی پیشونی من یه خال

بکنش(جداش کن) با یه بوسه چاقو

و(حتی)اگر من تا مرگ خون بریزم

مادر.مادر.مادر

تو ریه هاش یه مار ماهی زندگی میکنه

روی پیشونی من یه خال

بکنش(جداش کن) با یه بوسه چاقو

و(حتی)اگر من تا مرگ خون بریزم

مادر.مادر.مادر

مادر

آه بهم قدرت بده

+نوشته شده درشنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 20:45 توسط dante |

فاحشه خانه

خدایا تمام خدایان رو بکش

دوست ندارم کسی جای تو رو بگیره

خدای من ما تو لجن غرق شدیم

و دیگه نمیتونیم یه مرد باشیم (انسان)

تمام حرامزاده هاوهرزه ها میخوان خوب باشن

اما در فاحشه خانه همیشه به روشون بازه

و هرکسی دیگه واسه خودش خدایی داره

خدایا تو معنیتو دیگه واسشون از دست دادی

خدایا جانم رو نثارت میکنم

اما بگو که چرا مرا در جهنم به دنیا  آوردی

و زنجیر بردگی بر دست و پایم انداختی

سالها پیش سینه ام راشکافتم

تا تو را درون قلبم بیابم

اما آنجا هم نبودی

خدایا تمام خدایان رو بکش

دوست ندارم کسی جای تو رو بگیره

تمام حرامزاده هاوهرزه ها میخوان خوب باشن

اما در فاحشه خانه همیشه به روشون بازه

و هرکسی دیگه واسه خودش خدایی داره

خدایا تو معنیتو دیگه واسشون از دست دادی

و دیگه  ارزشی نداری

+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 12:34 توسط dante |

زندگی من پیش از پایان دوباره پایان یافت

اکنون باید دید

آیا جاودانگی حادثه سوم را برای من آشکار خواهد کرد .....

جدایی تنها چیزیست که از بهشت میدانیم

و تنها چیزیست که از جهنم میخواهیم

                                                                        

+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:54 توسط dante |

دروغ ها

دروغ ها,مثل کثافت از دهنت بیرون میریزه  

دروغ ها,هر قدمی که برمی داری  

دروغ ها,به شیرینی در گوش من می خوانند

دروغ ها,چگونه از اینجا بگریزم

چراباید اینچنین ظالم باشی

دروغ ,دروغ من که احمق نیستم

دروغ ,درنگاه های پدرم

 دروغ ,در کتابهای تاریخم

دروغ ,دروغ هایی که در مدرسه به ما یاد می دهند

دروغ ,دروغ ها چقدر زود به آن عادت کرده ام

آتش,آتش از دهان لعنتی تو بیرون می آید

دروغ ,دروغ ها تو می خواهی تمام خوشی های مرا نابود کنی

دروغ ,تو ای زن فاحشه

چرا,چرا,چرا,چرا  به جهنم نمی روی 

 چرا,چرا فکر می کنی که من احمقم  

 دروغ ,دروغ این روش تو شده

دروغ ,دروغ ,دروغ آه دروغ های من

 

+نوشته شده دریکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:15 توسط dante |

همچنانکه سياهي شب بر آسمان سايه مي افکند روشنايي روز نهايتا به پايان مي رسد دورترها نور تاريک ماه همه جارا احاته مي کند ارواح کثافت مي گريند در درد خود صداي نجواي عده اي فرياد مي زنند ومنتظرند تا شياطين ببخشند گناهانشان را وقلب سياه فرشتگان را از سينه شان به بيرون مي آورند در نهايت جستجو براي تاريکي صداي گريه را از قصر ماتم بشنوارواح بي قرار تاريکي را حس کن صداي گريه را که از قصر ماتم شنيده مي شود مناجات و زجه هاي گنهکاران را حس کن وبشنو زندگي در بي چارگي ابديت دربردگي در پوچي باطل تسليم شدند زنجير خشم برکمرشان فرودمي آيد، خطوط نااميدي در اين باغ فساداست روحانيان تقاضاي کمک مي کنند شيطان خلق مي کند و آزاد مي کند فرزندهاي خودرا در شب بي پايان و در نهايت جستجو براي تاريکي در قصرماتم *Song:Morning Place Band:dante**E-mail:devilmaycry_dante-67@yahoo.com Web:dielive.blogfa.com*

 


  -l-موسيقي شيطاني-l-